پشتپردهی مالکیت معنوی در ابزارهای هوش مصنوعی: آیا شما واقعاً صاحب ساختههای خود هستید؟

این روزها ابزارهای تولید محتوا با هوش مصنوعی (AI) سر و صدای زیادی به پا کردهاند. با این حال، وقتی صحبت از حق مالکیت (Copyright) به میان میآید، اکثر این ابزارهای محبوب یک ضدحال اساسی برای کاربران دارند. مدتی پیش که تصمیم گرفتم روی چند پروژهی شخصی کار کنم، وارد هزارتوی قوانین کپیرایت هوش مصنوعی شدم؛ اما چیزی که در اعماق این قوانین پیدا کردم، اصلاً خوشایند نبود.
درحالیکه روی یک پروژهی ویدئویی کار میکردم، سراغ CapCut رفتم؛ چرا که رابط کاربری سادهای دارد و قالبهای جذابی برای شبکههای اجتماعی ارائه میدهد. همان زمان بود که ویدئوهایی از تولیدکنندگان محتوا دیدم که دربارهی یکی از بندهای خاص در «شرایط خدمات» (ToS) این برنامه صحبت میکردند. طبق این بند، شما به کپکات اجازهای دائمی، بدون حق امتیاز و غیرقابل بازگشت میدهید تا از محتوای شما استفاده کند.
من خودم این بند را بررسی کردم و بله، دقیقاً همانجا بود! کپکات که ریشهای چینی دارد، به خاطر این بند با انتقادهای زیادی روبرو شد و بسیاری از کاربران با عصبانیت به سراغ جایگزینهای آن رفتند. این موضوع برای من یک نگرانی جدی ایجاد کرد، چون قصد داشتم یک کاراکتر دیجیتال بسازم و حق مالکیت آن را ثبت کنم. پس شروع کردم به زیر و رو کردن قوانین تمامی ابزارهای معروف هوش مصنوعی؛ و هر چه جلوتر رفتم، اوضاع بدتر شد.
در ادامه، نگاهی به بندهای ترسناک در شرایط خدمات ۵ ابزار محبوب میاندازیم:
۱. اپلیکیشن CapCut
همانطور که اشاره شد، شما عملاً محتوای خود را به کپکات تقدیم میکنید. آنها میتوانند محتوای شما را بازنشر کنند، تغییر دهند و حتی حق استفاده از آن را به شرکتهای زیرمجموعه خود واگذار کنند. تقریباً هیچ کاری نیست که آنها نتوانند با محتوای شما انجام دهند و این واقعاً ترسناک است.
البته کپکات صفحهای برای توضیح این شرایط اضافه کرده و میگوید این دسترسیها برای عملکردهای فنی برنامه است، اما من با اطمینان کامل نمیتوانم به شما بگویم که نگران نباشید؛ پس بهتر است قبل از استفاده، جوانب را بسنجید.
۲. سرویسهای Adobe (Express و Firefly)
شرایط خدمات ادوبی هم مشابه کپکات است. آنها مدعی هستند که برای پردازش محتوا و مدیریت فنی سرویسهایشان به این مجوزها نیاز دارند. علاوه بر مسائل فنی، ادوبی از محتوای شما برای بهبود سرویسهایش نیز استفاده میکند. با این حال، باید گفت که قوانین ادوبی نسبت به سایرین کمی منصفانهتر به نظر میرسد.
۳. سرویس ElevenLabs
این ابزار احتمالاً بهترین هوش مصنوعی تولید صدا در حال حاضر است. جای تعجب نیست که در قوانین آنها هم همان جملات مشابه را دیدم. نکته منفی اینجاست که ElevenLabs حتی تلاشی نکرده تا با توضیحات اضافه، از تلخی این واقعیت بکاهد. اگرچه در صفحه «ایمنی» (Safety) خود تضمینهایی دادهاند، اما در متن اصلی قوانین حقوقی، خبری از این تضمینها نیست.
۴. سرویس Suno (تولید موسیقی)
قوانین Suno از بقیه هم تند و تیزتر است. آنها حتی پا را فراتر گذاشته و از شما میخواهند که از تمامی «حقوق معنوی» (Moral Rights) خود نسبت به اثر تولید شده صرفنظر کنید. با این توصیف، فرقی نمیکند چقدر خلاقیت به خرج داده باشید؛ در سونو شما مالک واقعی خروجی نخواهید بود.
۵. پلتفرم Canva
قوانین کانوا کمی نرمتر و بیشتر حول محور «استفاده عملیاتی» است. اما باز هم همان عبارتهای «دائمی و بدون حق امتیاز» دیده میشود. کانوا هم مثل ادوبی است؛ یعنی هوش مصنوعی تنها محصول آنها نیست، اما نکته اینجاست که هر جا پای هوش مصنوعی در میان باشد، این بندهای حقوقی هم ظاهر میشوند.
چرا اداره کپیرایت هوش مصنوعی را قبول نمیکند؟
علاوه بر اینکه شما حقوق زیادی را به این شرکتها واگذار میکنید، یک مشکل بزرگ دیگر هم وجود دارد: اداره کپیرایت در ایالات متحده و بسیاری از کشورهای دیگر، محتوای تولید شده توسط هوش مصنوعی را به عنوان یک اثر قابل ثبت نمیپذیرند. دلیلشان هم این است که این محتوا محصول مستقیم «خلاقیت انسانی» نیست. بنابراین، تا زمانی که عضو یک شرکت بزرگ با تیم حقوقی قدرتمند نباشید، داشتن حق کپیرایت بر روی خروجیهای AI عملاً تفاوت چندانی در امنیت محتوای شما ایجاد نمیکند.
راهکاری برای محافظت از محتوا
بهترین راه برای محافظت از این نوع محتوا، تکیه بر سیستمهای تشخیص کپیرایت در شبکههای اجتماعی است. مثلاً یوتیوب سیستم بسیار پیشرفتهای به نام Content ID دارد. البته این سیستمها فقط زمانی به درد میخورند که یک تولیدکنندهی محتوای دیگر ویدئوی شما را بدزدد. اگر خودِ شرکت سازندهی هوش مصنوعی تصمیم بگیرد محتوای شما را در رسانههایش منتشر کند، به خاطر همان قوانینی که تأیید کردهاید، دستتان به جایی بند نخواهد بود.
همهی تخممرغهایتان را در سبد هوش مصنوعی نگذارید
بسیاری از افراد با استفاده از هوش مصنوعی محتواهای پربازدید میسازند و درآمدهای کلانی هم دارند. من هم عضو همین گروه هستم و با پذیرش این شرایط، تمرکزم را روی تولید محتوا گذاشتهام. هدف از این مقاله دلسرد کردن شما نیست، بلکه آگاه کردن شما از چیزی است که با آن روبرو هستید.
تقریباً همهی ابزارهای AI شرایط مشابهی دارند. اکثر این شرکتها آنقدر بزرگ هستند که اعتبار خود را برای سرقت محتوای شما به خطر نیندازند، اما واقعیت این است که «اگر بخواهند، میتوانند». پیشنهاد من این است: به پروژههایی که تماماً با هوش مصنوعی ساخته میشوند به چشم داراییهای مصرفی و گذرا نگاه کنید و تا زمانی که قوانین جهانی تغییر نکرده، آنها را تنها منبع درآمد دائمی خود قرار ندهید.
سوالات متداول
- آیا با خرید اشتراک پرمیوم (پولی)، مالکیت کامل تصاویر به من تعلق میگیرد؟در اکثر اشتراکهای پولی، شما حق استفاده تجاری را دریافت میکنید، اما بندهای مربوط به مالکیت در شرایط خدمات (ToS) معمولاً برای کاربران رایگان و پولی یکسان باقی میماند.
- اگر مدل هوش مصنوعی را به صورت محلی (Locally) روی سیستم خودم اجرا کنم، باز هم این قوانین صدق میکند؟خیر. اجرای مدلها روی سیستم شخصی حریم خصوصی بسیار بالاتر و مالکیت کامل محتوا را برای شما فراهم میکند. البته این کار نیاز به تخصص فنی و سختافزار بسیار گرانقیمت دارد.
- اگر پلتفرم بعداً قوانین خود را تغییر دهد، چه بلایی سر محتوای من میآید؟این موضوع مبهم است و به قوانین هر ابزار بستگی دارد. بهتر است همیشه یک نسخه از قوانین ابزاری که استفاده میکنید را در همان زمانِ استفاده ذخیره کنید تا در صورت بروز مشکل، مدرکی داشته باشید که در آن زمان چه قوانینی حاکم بوده است.
جمعبندی
استفاده از هوش مصنوعی در تولید محتوا شمشیر دو لبه است؛ در عین سادگی و قدرت، چالشهای حقوقی پیچیدهای دارد. اکثر ابزارهای محبوب مثل کپکات، ادوبی و سونو، در قوانین خود حق استفادهی گسترده از ساختههای شما را محفوظ میدارند. بهترین استراتژی در حال حاضر، استفادهی هوشمندانه از این ابزارها با آگاهی کامل از محدودیتهای مالکیت معنوی و عدم وابستگی صددرصدی به آنها برای پروژههای حیاتی و بلندمدت است.
بیشتر بخوانید:
هوش مصنوعی را چه کسی خلق کرد؟ داستان واقعی خالقان AI
نصب و استفاده از Open WebUI: اجرای مدلهای زبانی هوش مصنوعی به صورت محلی
نحوه نصب و راهاندازی Google AI Edge Gallery برای اجرای مدلهای هوش مصنوعی به صورت آفلاین روی اندروید








